شفا ز گفته شكر فشان حافظ جوي
كه حاجتت به علاج گلاب و قند مباد
شعر حافظ به ايران منحصر نشد بلكه در مدتي كوتاه به فراسوي مرزها راه و رواج يافت. پس از ايران بيش ترين رواج و رونق اشعار و انديشه هاي حافظ در شبه قاره بود. اين نكته را مي توان از شمار نسخه هاي خطي و شرح هايي كه بر ديوان حافظ نگاشته شده و ترجمه هايي كه انجام شده به دست آورد.
در منطقه پنجاب شرح هاي مختلفي بر ديوان حافظ نگاشته شده كه مهمترين آن ها مرج البحرين است كه نشانگر رويكرد فراوان حافظ پژوهان اين منطقه به اوست.
حافظ در بين شعراي اردو زبان نفوذ فراوان داشته است به گونه اي كه اهل ادب از تعابير حافظ در اشعار خويش بهره برده اند. تعابير عرفاني و ادبي و اشاراتي كه حافظ به كار برده و يا سبك و سياق آن در آثار نظم و نثر اديبان اردو زبان و يا پارسي گويان مشاهده مي شود كه در اينجا براي اختصار و براي ياد كرد علامه اقبال به 3 مورد اشاره مي گردد :
حافظ چنين مي سرايد :
اي فروغ ماه حسن از روي رخشان شما
آب روي خـوبي از چـاه زنخـدان شمـا
و اقبال نغمه سر مي دهد :
چون چراغ لاله سوزم در خيابان شما
اي جوانان عجم جان من و جان شما
و در جاي ديگر حافظ مي گويد :
شـاه شمشـاد قدان خسرو شيـرين دهنان
كه به مژگان شكند قلب همه صف شكنان
و اقبال مي گويد :
حلـقه بسـتند سر تربت من نـوحه گـران
دلبران، زهره و شان، گلبدنان،سيم بران
و اين مورد كه بسيار زيبا و شيرين است ،گويا اقبال در پاسخ حافظ آن را سروده است:
حافظ مي گويد :
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سعيد در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 و ساعت
18:46 |